يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
16
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
بود و اگر خبر عدهاى ياغى مىرسيد او بود كه بايستى به تعقيب مىرفت . ولى با تمام اين زحمات در رديف پايينتر از برادر كوچكتر قرار داشت و اين موضوع بقدرى او را ناراحت كرده بود كه به فكر افتاد جلاى وطن نموده و به خدمت دولت روسيه درآيد . در اينكه بعد از تركمن چه واقعهاى اتفاق افتاد هيچوقت به درستى اطلاع حاصل ننمودم . همانقدر شنيدم كه يك سال يا بيشتر پس از مراجعتم از بجنورد اجازه گرفت براى معالجه به عشقآباد برود ولى تا پطرزبورگ رفت و تا بهار سال 1897 مراجعت ننمود بعدا به مشهد آمد و چندين شام را با من گذرانيد تا اينكه از پدرش تلگرافى دريافت نمود كه او را به بجنورد احضار نموده بود . با عجله مرا ترك كرد كه ديگر او را نديدم . او طبق فرمان پدرش به بجنورد مراجعت نمود و چند روز بعد خبر مرگش را شنيدم بهانه ياغىگرى او بود تمام اين اخبار چيزهايى بود كه از طرف پدرش منتشر شد . » ( ص 177 - 178 ترجمهء قدرت الله روشنى ) مكاتبات و تلگرافات متبادله بين يار محمد خان و صدراعظم و والى خراسان و آجودانباشى مؤيد آن است كه شاه و صدراعظم در جريان موضوع بودهاند و شاه با ابراز مرحمت عمل مذكور را تأييد كرده است . قربانى بعدى اين فاجعه خودكشى سلطانقلى خان سرتيپ نوكر مورد اعتماد يار محمد خان و حاكم گرگان ( سرزمين كوكلانها ) بود كه به دستور ولىنعمت خود سليمان خان را به قتل رسانيده بود . سلطانقلى خان به فاصله كوتاهى از آن واقعه ، با گلولهاى به زندگى خود خاتمه داد و از عذاب وجدان رهيد . ضربهء ديگرى كه بر يار محمد خان وارد آمد خيانت نوكر ديگر مورد اعتمادش سرتيپ كريمداد خان تيمورتاش بود . كريمداد خان بود كه پس از قتل ناصرالدين شاه و روى كارآمدن مظفر الدين شاه اكثرا از سوى يار محمد خان براى انجام كارهاى حوزهء حكومتى به تهران اعزام مىشد و كريم داد خان به اين ترتيب با مقامات حكومتى در تهران ارتباط و آشنايى پيدا كرد . در آن ايام چون موضوع فروش خالصجات دولتى براى تأمين هزينههاى دربار پيش آمده بود و در حوزهء حكومتى يار محمد خان در قصبهء جاجرم